X
تبلیغات
رایتل
همه چیز از هر آنچه که در یک زندگی از خاطر انسان می گذرد یا به زندگی معنا می بخشد یا زندگی را لذت بخش می نماید به هر نامی و....

برای اینکه مطالب را بهتر ببیند نیاز است که فونت b koodak روی سیستم شما نصب باشد.

برای توضیحات بیشتر و نصب فونت اینجا را کلیک کنید ...
شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389

وقتی دلها در پس بازگشتی قهقرایی دچار و مقهور پیوندی از جنسی نا گسستنی می شوند، بی قرار تشنه ی شنیدن سرود هم نوایی . . .

بی قرار تشنه ی شنیدن سرود هم نوایی وجودش می شوی.

تک تک سلولهایت تمنای بودن قلبی می کند که با جانت سرشته و آمیخته است. می یابی که بودنت در گرو رقص آکنده از طرب وجود کیمیایی اوست، وجودی که بودن و نبودنش با بودن و نبودن من و تو متفاوت است، هستی او زایش است، او تراوش گر و تابنده است، در موج نگاهش آتیه لبریز از زیبایی، متبلور می شود.

آیا محکوم به نخواستن شده اید؟

چه گرهی بین ما و عناصر محبوب ماست؟

چرا تمامی نیروی جاذبه و حب وجودمان سوی سرشت و شادمانی اوست؟

امروز در سکوتم.

سکوتی از جنس فریاد بلند.

سکوتی برای نازنینی خاطر او.

سکوتی برای اینکه تشر باشد بر دلم، تا بداند خواستش نیز باید خواست او باشد.

اما در میانه ی این سکوت صدای سردم را بشنو که هردم در آتش دوریت می سوزم.

کاش تو نیز مانند آدمها دیدنی بودی و چشمانم می توانست غرق تماشایت شود.

کاش می شد مانند ترانه ای دلنشین شنیده شوی تا آنگاه با همه ی جان می نیوشیدمت.

کاش وجود دور و مثالیت نزدیک و نزدیکتر بود و می توانستم صدایت کنم، صدایی که رو به سوی آن کنی و تا دوردست ها در پی اش محو شویم.

گوش کن . . .




همچنین می توانید در باکس زیر دیدگاه های ارائه شده را ببینید و دیدگاه خود را نیز درج نمایید. 


 

در صورتی که تمایل دارید به دیگر مطالب این وبلاگ دسترسی داشته باشید