X
تبلیغات
رایتل
همه چیز از هر آنچه که در یک زندگی از خاطر انسان می گذرد یا به زندگی معنا می بخشد یا زندگی را لذت بخش می نماید به هر نامی و....

برای اینکه مطالب را بهتر ببیند نیاز است که فونت b koodak روی سیستم شما نصب باشد.

برای توضیحات بیشتر و نصب فونت اینجا را کلیک کنید ...
چهارشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1389

هنوز توی باغ قدم می زدیم و بی شماری و شکوه میوه ها، می گفت در طعمی که با نگاهم از این میوه ها می چشم، حس بی ارزشی را لمس می کنم.

دلم می گوید که بی کرانی و شگفتی جاری در زیبایی این باغ ترازویی است برای اندازه ی من، می توانم لا به لای شاخه ها از ترانه ی پرنده های مست از باغ، صدای راه ارزشمندی را بشنوم، لطافت بهم خوردن بال هاشان در همگامی با صدای آشنای هم آغوشی برگ ها این نوید را به دلم می دهد که برای تجربه ی آن بلندای بی غایت باید از شاخه های ترس عبور کنم با کمک آن ایمنی مخفی شده در ذرات هوا که هر دم گرما بخش بال و زاینده ی صعود است.

آری شروع والایی از نقاط کور و خاموش و فراموش شده است.

قدر و ارزش را لا به لای درختان، شوریده وار می کاویدیم اما عجیب که همواره تصویر پیرمردی در گوشه های ذهنم عبور می کرد که آن لحظه اش را در دهانه ی تنگ چاهی تار فریاد می زد، ارزشی را می سرود که همه ی ذرات هستی گزیری از شنیدنش نداشتند جز گریز.

در عبورمان بارها برایم از همان حس بی ارزشی و تنفر و بی عاطفگی گفت اما ذرات باغ وجودش را خوب می شناسم به یقین ناب شدن، بی طاقت انتظار جستجوگری او را می کشد.


همچنین می توانید در باکس زیر دیدگاه های ارائه شده را ببینید و دیدگاه خود را نیز درج نمایید. 


 

در صورتی که تمایل دارید به دیگر مطالب این وبلاگ دسترسی داشته باشید