X
تبلیغات
رایتل
همه چیز از هر آنچه که در یک زندگی از خاطر انسان می گذرد یا به زندگی معنا می بخشد یا زندگی را لذت بخش می نماید به هر نامی و....

برای اینکه مطالب را بهتر ببیند نیاز است که فونت b koodak روی سیستم شما نصب باشد.

برای توضیحات بیشتر و نصب فونت اینجا را کلیک کنید ...
جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1389

چرا انسان‌ها با دیدن شاخه‌های خشکیده‌ی آن درخت خرمالو به یاد خاموشی گوشه‌ی این اتاق می افتند؟

  

اما من هر زمان به گوشه‌ی این اتاق خزیده‌ام، اصلا به خرمالوهای در حال پخته‌شدن و رسیدن فکر نکرده‌ام.

کاش دست‌های توانای فاصله‌ها بی‌رمق می‌شد از به بار آوردن این همه وارونگی، یعنی خرمالو هم طعم بوییدن‌های مرا وارونه حس می‌کند؟ چرا من خرمالو را به جای خوردن، می بویم؟؟؟

سرهای سرخ بر شاخه‌های خشکیدهشاید با مهمان شدن عصاره‌ی ناب بویش، شهد‌ِ شیرین‌ترین خرماهای‌ِ محبت و همینطور لطافت‌ِ بی‌نظیرترین آلوهایِ شوق به عرصه‌ی هستی‌ام سرازیر می‌شود.

کاش فاصله‌ی دبشی‌اش با کام، وارونگی فضای پر بارانِ اتاقم را تمنای قلبش نکند. شاید برای همین است که از آن شاخه‌های خشکیده حسِ ترس به زمین می افتد.

چه سخت است تاوان درکی دگرگونه را پس دادن...

کاش نبود فاصله‌ی دورِ آن شاخه‌ها از بارشِ بی حوصله‌ی باران در اتاق، تا می فهمید معنا و مفهومی از طعم آرامبخشی‌‌‌ِ یک بو را.

آنوقت شاید دیگر آن همه سرهای سرخ و خاموش را بر بلندای خشکیده‌ی خود به اتهام بالا نمی برد. 

 

همچنین می توانید در باکس زیر دیدگاه های ارائه شده را ببینید و دیدگاه خود را نیز درج نمایید. 


 

در صورتی که تمایل دارید به دیگر مطالب این وبلاگ دسترسی داشته باشید